سيد صادق سجادى

23

تاريخ برمكيان ( فارسى )

« بر » به جاى « از » ، مانند : « چيزى از عجايب روزگار بر ما ديدى ؟ » ؛ - « نمودن » و « عرضه داشت نما » غالبا به جاى « كردن » به كار رفته است ، مانند : « آمد و شد نمود » ، « خريد مىنمود » ، « عرضه داشت نما » ؛ - گاه صفت را با « ياء » براى افادهء مبالغه تركيب كرده است ، مانند : « بيشترى از اطبا از تداوى آن عاجز گشتند » ؛ - ادات پرسش را با « ياء » تركيب كرده و صفت نسبى ساخته است ، مانند : « از اينها در فضل هيچ كدامى نمىبينم » ؛ - در بسيارى مواضع ، به مناسبت ، فعل متعدى را باز متعدى كرده است ، مانند : تعيين كنانيد ، دهانيد ؛ - حرف نفى در بعضى مواضع از فعل جدا شده است ، مانند : نه كرد ( نكرد ) ، نه آرد ( نيارد ) ؛ - از تركيب صفت با پسوند « انه » صفت نسبى ساخته است ، مانند : وزيرانه يعنى منسوب به دستگاه وزير ، در خور وزير ؛ - در مواضعى در جمله فارسى از مصادر عربى ، گاه در غير معناى رايج ، استفاده كرده است ، مانند : « چون برمك به حد بلاغت رسيد » ، « مدخل در پيش تخت پادشاه عظيم دشوار بود ؛ كه به ترتيب به معناى بلوغ و ورود به كار رفته است ؛ - چنانچه هميشه به جاى چنان كه به كار رفته است . 2 - لغات و تركيبات متن اخبار برمكيان نيز جالب توجه است و بعضى شيوا و بليغ و بلكه بديع است . از جمله مىتوان به اين لغات اشاره كرد : - سر تابان به معناى شورشيان ، طاغيان . - فراهمى به معناى التيام زخم ، بسته شدن . - وزيرانه به معناى در خور وزير ، منسوب به وزير . - شور كردن به معناى غوغا و فرياد كردن . - چيده به معناى برگزيده ، دست‌چين شده . - انگيز به معناى تحريك ، واداشتن به كارى . - غصّه شدن به معناى اندوهناك شدن . - غلط خوردن به معناى اشتباه كردن ، كار ناصواب كردن . - بذل گفتن به معناى سخن پيش پا افتاده ، مزاح كردن .